اورادِ وارده
سر ريزتر اين بار
سحرخيزتر از اين كلماتم كن
ماتم كن.
ميميرم ـ عمري است ـ تمامت را
بنويس مرا
بنويس مرامت را
در من بچكان
طعمت را، عطرت را، نورت را، نامت را.
بهبودم ، بي مرحمتِ مرهم
اي زمزمهات، زمزم!
رمز دل من، مرز مضامين نماز تو
تضمين نياز تو
امنيتِ راز تو.
اي امن و امان، امن و امان، امن و امانِ من!
اي مأمن ايمانِ من!
اي نَم نَم من!
اي همه آنِ من!
يكباره بباران و بباران كه غبارم من
ميخواهم در خويش ببارم من
در خويش...
بي تشويش.
سر تا پايم: محو تمنّايت
: معنايت،
ميخوانَم از نايت
ميخواهم تنهايت.
سید علی میرافضلی
+ نوشته شده در ساعت توسط دکتر محمد علی دربانی
|
شعر شور است جوشش است و نگاهی از عالم باقی به انسان درگیر دنیای فانی. این نگاه گاهی متفاوت تر بر دل برخی از اهالی زمین دوخته می شود. شاعر یک پیام بر است رسالت او شعر است و هر کسی را نمی توان پیام بر نامید.