ز عشق خاطره چيدن ، براي من سخت است

شبيه سايه دويدن ، براي من سخت است

تلاقي دل و دينم ، شبيه باران است

گناه را نچشيدن ، براي من سخت است

دخيل بال كبوتر شده ، دودست دلم

به آسمان نپريدن ، براي من سخت است

نه ماضي و نه مضارع كجاي افعالي؟

به فعل تو نرسيدن ، براي من سخت است

به شوق آمدنت ، چشم عشق را بستم

بيا عزيز، نديدن ، براي من سخت است

ببخش هم نفس لحظه هاي شيدائي

كه انتظار كشيدن ، براي من سخت است

 

شاعر: مریم توفیقی