چند شعرک
۱
دلتنگي هاي اين كلاغ تمامي ندارد|
اين چنار مهربان هم
قصه خالي بودن
اين صندلي را مي داند.
۲
اين قطار كه مي آيد
هفده سالگي مرا مي آورد
تنها
چشمهايم در ايستگاه
جا مانده اند.
۳
ماه
همان ماه است
درخت
همان درخت
حتي لبخند تو همان است
من ولي عينكي شده ام
و كمي شاعرتر!
۴
از گلوي هيچ گلداني
گلي نمي رويد
جز اينكه
نام تو را مي گويد.
شعر: عبدالرحیم سعیدی راد
+ نوشته شده در ساعت توسط دکتر محمد علی دربانی
|
شعر شور است جوشش است و نگاهی از عالم باقی به انسان درگیر دنیای فانی. این نگاه گاهی متفاوت تر بر دل برخی از اهالی زمین دوخته می شود. شاعر یک پیام بر است رسالت او شعر است و هر کسی را نمی توان پیام بر نامید.