تاول 7
ترا نمی بخشند.
مرا نبخشیدند.
ترانمی بخشم.
ترا که تشویشی .
ترا که تردیدی .
ترا که پچ پچ زیر لبی و رخنه ی ذهن.
ترا نمی بخشند.
به تهمت دیدن.
به جرم زمزمه کردن ،
و عشق ورزیدن.
به اتهام شنودن،
و بازگو کردن.
مرا نبخشیدند.
ترا نمی بخشند.
که بی گناهی ، و بخشش سزای پاکان نیست.
بر آستان دنائت بسای پیشانی ،
به من نگاه مکن ،
وگرنه این تو و آغاز بی سرانجامی.
حریق باد مرا سوخت ،
سوخت ،
آبم کرد.
حریق هیچی و پوچی!
حریق بی هدفی تشنه ی سرابم کرد.
هنوز می سوزم ،
هنوز …
چهار تاول چرکین ،
بدوز بر قلب ات .
چهار جیب بزرگ ،
بدوز بر کفن ات .
ز لاشه ام بگذر ،
که من ،
ز دودمان منقرض اشک و خون و یخ هستم ،
چو سنگواره ی ماموت .
اگر چه می دانم ،
که نیست تجربه هرگز تمامی معیار.
اگر چه می دانی ،
که از تعهد شمشیر و قلب بیزارم .
اگر چه می دانند ،
هنوز بیدارم ،
هنوز …
شعر: نصرت رحمانی
+ نوشته شده در ساعت توسط دکتر محمد علی دربانی
|
شعر شور است جوشش است و نگاهی از عالم باقی به انسان درگیر دنیای فانی. این نگاه گاهی متفاوت تر بر دل برخی از اهالی زمین دوخته می شود. شاعر یک پیام بر است رسالت او شعر است و هر کسی را نمی توان پیام بر نامید.